Last updated on ۱۰ آبان ۱۴۰۳
«برای» بیست و پنج روزی که گذشت و حالا از میان دود و غبار و بوی خون و جانهای عزیزی که از دستمان گرفتند، جوانه «امید»مان را با دستهای گره کرده در هم، از طوفان سیاهی عبور دادیم و هر نام از فرزندانی که از دست دادیم، چون نوری بر این جوانه تابید.
و برای روزهایی که به دخترکانی که در هوای آزادی نفس میکشند خواهیم گفت: همه چیز از خون «مهسا» و «برای» امتداد زنده ماندن آرزوهای «سارینا» آغاز شد…
?گزارشم در «ایرانوایر»، درباره ترانه ماندگار «برای»، از شروین حاجیپور
اولین باشید که نظر می دهید